کدام موج تو را با خودش به دریا برد و برد آنکه تو را به سوی بیکران ها برد شکوه قبله ی چشمان آفتابی عشق تو را تماشا کرد و تو را تماشا برد… و آفتاب حقیقت به روی دستانش چه عاشقانه تنت را به دوش صحرا برد و مادرت که… بیشتر »
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند لباس پوشید وراهی خانه خدا شد در راه مسجد مرد،زمین خورد و لباس هایش کثیف شد،اوبلند شد لباس هایش را تمیز کرد وبه خانه برگشت مرد لباس هایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد…در راه به… بیشتر »